خرید بک لینک
می دونی؟ همیشه آدم از اونجایی که انتظارش رو نداره میخوره. کاملا خشن و بی رحمانه. یه دفعه سرتو بر می گردونی عقب و می بینی عزیزترین کست دیگه پیشت نیست. خنجری که دست تقدیر بر قلبت فرو کرد، زخمی عمیق و کاری بجا گذاشت. زمان میگذره، زخمت خوب میشه اما جاش رو قلب شکسته ات میمونه. اما غصه نخور. رفقایی داری که قلب همشون پر زخم و شکسته هست. اما تو این مسیر سخت تو رو همراهی می کنن. مرد خندون داده پردازی، واسه اینکه دوباره تو رو پر انرژی ببینیم، دعا می کنیم. خداوند مادر عزیزتو رحمت کنه...

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:14

ما مرده بودیم اما تنمان داغ بود و نمی فهمیدیم. باران می بارید و تا بالای زانو هایمان را آب گرفته بود. خیالمان هم نبود. از بعد از آمدن آن ویروس مرگ بار که ما را دو زیست کرد. جای شکرش باقیست مزاجمان را عوض نکرد که خدایی نکرده مثل قورباغه های مرداب حشر

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1400 ساعت: 3:14

پیش ترها، حالمان که خوب نبود، می نوشتیم. و آرام می شدیم.

آه و ناله می کردیم، شکوه و گلایه. هر چه دل تنگمان می خواست، می گفتیم و آرام می شدیم.

اما حالا این همه ننوشتن، نشان حال خوبمان نیست.

حالمان خراب است!

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1400 ساعت: 3:14

کاش میشد گاهی وقت ها لال شویم! تا که حرفی زده نشود. تا که دلی شکسته نشود! تا که گلویی پر از بغض نشود! تا که اشکی جاری نشود!

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1400 ساعت: 3:14

چه خوب می شود اگر امروز، همان شنبه ای باشد که همیشه قولش را می دادیم! . . . . . . آیا می شود برای رسیدن به قله تلاش کرد؟ (از شنبه ایشالا )

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1400 ساعت: 3:14

باران باران عزیز من... نه حال من خوب است نه قلمم! لطفا کمی بیشتر از آن چیزی که باید، ببار...

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1400 ساعت: 3:14

احمــدم! کسی که حرفی ندارد برای گفتن، اما تا دلت بخواهد بغض دارد برای خفتن در گلوی بی صاحبش...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به پاس احترام به واژه هایی که از ذهن خسته ام بر می آیند، کپی نکنید!
لطفاً...

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1400 ساعت: 3:14

صفحه بندی